


گفته بودم اگه یه روز ازم جدا شی
دلم دیوونه میشه خونه ی احساسم ویروونه میشه
مثِ یه بوف کور شدم من
توی ویروونه های قلبم
واسه خودم آواز می خونم
دیگه هیچ امید ندارم میدونم همه چیز سرابه
واسه این وجود خسته ام یه قطره ی عشق هم حرامه
عاشـــــــــــــق شدن دیگه محاله
واسه امید به مرگم
می شینم یه گوشه و دعا می خودنم
مگه من چه کرده بودم که وجود تو سیاه شد
دستای قشنگ و گرمت به داغیه مذاب شد
چشمات انگاری یخ زد
خودمو به پات انداختم
گفتم ببین ، ببین
منم همون معشوق زیبات
حالا اما تو نیستی
من این کنج نشستم
دیگه عشقا قشنگ نیست
دیگه هیچ عشقی باورم نیست
لیلی و مجنون دو عاشق ، دو دیوونه
که عشقشون
قشنگ بود
توی قصه های شبونه
اگه تو بودی پیشم
تمام شعرم مثِ حرفی تو بـــــــــــــــــــــــــــاد بود
/4peajxw.jpg)
/2ppkoe0.jpg)
می میرم برات !
نمیدونستی می میرم بی تو واسه ی چشات ؟
رفتی از برم !
نمیدونستی که دلم وصله به ساز صدات ؟
آرزومه که !
نمیدونستی که من می میرم برات .
عاشقم هنوز !
نمیخوام که بمونی بسوزی به ساز دلم .
گفتی من میرم !
نمیتونستی بری به فردا گل خوشگلم .
برو راهی نیس تا فردا یار خوشگلم !
بمون با دلم !
سفرت بخیر !
اگه میری از اینجا به یه شهر دور . . .
برو که رفتن بدون ما میرسه به یه دنیا نور !
سفرت بخیر !
برو گر شکستی ز من میتونی دوباره بساز . . .
با دلی شکسه و نا امید تو بازم بساز !
نمیخوام بیای !
نمیخوام میون تاریکی من تو حروم بشی !
نمیخوام ازت !
نمیخوام مثل یه شمع بسوزی برام تو تموم بشی

مستم از اين عشق تو ، و پريشانم از غصه هاي تو و گريانم از اشكهاي تو!
با تو پر از اميدم ، و رنگ خوشبختي را خوش رنگ از گذشته مي بينم
با تو قلب من خوشبخت ترين قلب دنياست ، با تو اين دنيا برايم همان بهشت است!
عزيزم دوستت دارم … چون كه در ميان اينهمه عاشقان تو توانستي بماني با قلبم ،
بسازي با احساسم و درك كني زندگي ام را !
عزيزم دوستت دارم… چون كه اين قلب كوچك و پر از عشق مرا در قلبت طلسم كرده
اي و نگذاشتي هيچ كس ديگر قلب مرا از تو بگيرد !
اينبار با فرياد ، با چشمهاي گريان ، با قلبي عاشق ، با اراده و با احساسي پرا از
دوست داشتن ميگويم كه دوستت دارم تا همه عاشقان فرياد مرا بشنوند و به من
بنگرند و شرمنده شوند

